| یکشنبه 10 شهریور1392 ساعت: 12:31 | توسط:ی تنها ی بی کس | ||||
| سلام. من ساعت 4 میرم.نمیدونم رفتنم برگشتی داره یا نه؛نمیدونم رو پاهای خودم برمیگردم یا رو دستای اقوام؛ خلاصه اینکه شاید این آخرین باری باشه که اومدم وبت. ادمین یادمه تو یکی از پستات از همه خواسته بودی واسه سلامتی یکی از بچه های وبلاگ دعا کنن. منم خیلی محتاجم به دعا اگه میشه و دلت راضیه یه پست هم واسه من بذار راستش دلم نمیخواد این یکی دو روز آخرین روزام باشه. ![]() ادمین اگه میشه این چند خط پایین رو از زبون من پست کن.ممنونت میشم سلام شاید این آخرین باری باشه که یه حرفی از زبون من اینجا نوشته میشه دلم میخواد بدونین همه تون رو دوست دارم بچه ها. امیدوارم دوباره بیام اینجا و ببینمتون. نوشتن توی این وبلاگ از بهترین خاطره هام بود دوستایی که اینجا پیدا کردم هرچند مجازی هستن و خیلی کم باهاشون رابطه داشتم اما واسم خیلی عزیز بودن امیدوارم همیشه توی زندگیتون موفق باشین و سربلند براتون آرزوی سلامتی دارم دلم واسه اینجا خیلی تنگ میشه واسه تو ادمین واسه بچه های وبلاگ واسه این پستای قشنگ دلم برا همه تون تنگ میشه. ادمین, وبلاگ احساسی, یه دوست, تبسم فاطمه رها یاسی مهسا محسن سحر سایه احسان و همه ی بچه هایی که اسمتون الان توی ذهنم نیست دوستتون دارم. خداحافظ. | |||||
| وب سایت ایمیل | |||||
| ... | |||||
تاريخ : ۱۳۹۲/۰۶/۱۰ | 17:14 | نویسنده : وحیــــღـــــد |
.: Weblog Themes By Pichak :.


