و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید - یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶
مگه آسونه دل كندن - سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶
نه خورده اسم همسرت به سر درِ همايشي - سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶
هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم - سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶
باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم - سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶
کاش رحمی بکند حالِ دلم ناجور است - سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶
شده هرگز دلت مال کسی باشد که دیگر نیست ؟ - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
به بیابان بی غمی بزنی، سر به زانوی سنگ بگذاری - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
از سرت وا شده ام روسری پشت درم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
چه روزها كه يك به يك غروب شد، نيامدي - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
لرزه های تنم طبیعی نیست؛ مثل مجنون...شبیهِ بید تواَم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
کوه باشی، سیل یا باران چه فرقی می‌کند - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
کم آب در گلدان بریز! این غنچه پژمرده - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
یا دست رفاقت مده و دست نگه دار - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از باد - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
به نسیمی همه راه به هم می ریزد - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
به يمن آمدنت در تدارک غزلم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
کجایی ببینی منو این شبا؟! - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
چه کسی خواسته تا کار به اینجا برسد - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
درگیر جنگ تن به تنم با تنی که نیست - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
کجاها را به دنبالت بگردم شهر خالی را...!؟ - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
شبیه ماه هستی یا شبیه پاره خورشید - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
مردی از داربست افتاده - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
شیر هرگز سر نمی کوبد به دیوار حصار - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
فقط یک گام دیگر مانده تا پای بلند دار - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
هرچه کردم به خودم کردم و وجدان خودم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
ببخش اگر که به ابروی خود خم آوردم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
شاخه ای گل را اسیر دست طوفان دیده ای؟ - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
ما گرچه از شکوه کسی کم نمی‌کنیم ، - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
دل به لالایی چه بستی !؟ مرد می خوابد مگر!؟ - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﺍﻣﺎ ﻟﻨﮕﺮﺵ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
تو هم با من چنان نامهربان بودی که آدم ها - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
خدا صد تکّه شد‌، هر تکّه‌اش یک جا فرود آمد - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
همین دیروز-جمعه- خاک گلدان را عوض کردم - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
درد یعنی که ترک بر تن دیوار شدن - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
آن روزها نام مرا حتی نمی دانست - سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶
باید از ابتدای این قصه - پنجشنبه ششم آبان ۱۳۹۵
آشوب آشوبم از این پاییز - چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵
آرامش من ! - چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵
دلم عاشق شدن فرمود و من بر حسبِ فرمانش - چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵
مثل ان مرداب غمگینی - سه شنبه چهارم آبان ۱۳۹۵
ابری ام - پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۵
حالا که جوان نیستم و بی شر و شورم - دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۵
آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده است - دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۵
لعنت به خوابهای بد و نادرستِ من - جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۹۵
روی تختم نشسته ام باید، - جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۹۵
شبیخون میزنی میپاشی ام از هم هر از گاهی - پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۵
افتاده ام در انتهاي كوچه اي بن بست - جمعه نهم مهر ۱۳۹۵