آرزویم فقط این است زمان برگردد
تیرهایی که رهاشد به کمان برگردد

سالها منتظر سوت قطارم که کسی
باسلام و گل سرخ و چمدان برگردد

من نوشتم که تورا دوست ندارم ای کاش
نامه ام گم بشود، نامه رسان برگردد

روی تنهایی دنیا اگر افتاده به من
باید امروز ورقهای جهان برگردد

پیرمردی به غزلهای من ایمان آورد
به سفررفت و قسم خورد جوان برگردد


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۳۰ | 16:58 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

من عاشق این سبک شعرم........

 

 

 

صبر کن ! تازه اول راه است
بـُــرد ِ تو از شکست می آید
یعنی آسان ز دست خواهد رفت
هر چه آسان بدست می آید !

صبر کن ! شب تمام خواهد شد
بعد از این روزهای بی تابی
می روی توی غـــار مـــردمـــکــــش
مثل اصحاب کهف می خوابی !

کوه باش و بریز توی خودت
عشق باید به کوه تکیه کند
مرد باش و به درد عادت کن
چه کسی دیده مرد گریه کند !؟

قصه ی عشق از زمین که گذشت
از هوایی شدن هراسی نیست
پیش بینی نکن چه خواهد شد
عشق مثل هواشناسی نیست

روی پیشانی ام سیاه شده
دستمال ِ سپید ِ مرطوبم
دارم از دست می روم اما
نگرانم نباش ، من خوبم 

هیچ حــســّـی ندارم از بودن
تــیــغ حس می کند جنونم را
دارم از دست می دهم کم کم
آخرین قطره های خونم را

در صف ِ جبر ِ خاک منتظرم
اختیار زمان تمام شود
زندگی مثل فحش ارزان بود
مرگ باید گران تمام شود !

از سـَــرم مثل ِ آب ، می گذرد
خاطراتی که تلخ و شیرین است
زندگی را به خواب می بینم
"مرگ" ، تعبیر ِ ابن ِ سیرین است...

در سرت کل ّ ِ خانه چرخیدن
توی تقدیر ، در به در گشتن
هیچ راهی برای رفتن نیست
هیچ راهی برای برگشتن

خودکشی بر چهار پایه ی عشق
مثل ِ اثبات ، دال و مدلولی است
نگرانم نباش ... من خوبم
« مرگ یک اتفاق معمولی است »


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ | 20:48 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

این شعر قشنگ و قدیمی تقدیم به تک تک دوستای وبلاگیم

 

دو سال پیش کلی با بچه های اینجا خواطره داشتیم

 

یادش بخیر.........دلم برا همه تنگ شده

 

 

 

با پرنده های بی وطن بپر
روی خطّ ِ صاف زندگی نکن..
وزن زندگی صدای قلب توست
فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلُن !

گوشه‌ی اتاق خود نشسته ام
آسمان به شیشه برف می زند
از سر نیاز ،دوست می شوم
با پرنده ای که حرف می زند

بحث می کنم تمام هفته با
یک مگس که روی شانه ی من است
پشت یک درخت ،راه می روم
در جزیره ای که خانه ی من است

مرگ با طناب بهتر است یا...
فکر کن ! کمَند انتخاب ها
خسته می شوم ،دراز می کشم
باز روی فیلم ها ،کتاب ها :

شب رسید و جنگ و صلح تولستوی
حاصلی به غیر خرّ و پف نداشت
پرده ی نهایی ِنمایش است
طاقت غم مرا چخوف نداشت 

کشته های "اینک آخرالزمان"
راه می روند در زمین من
پشت شورش بزرگ بی دلیل
باز مرده است جیمز دین ِ من

با پرنده جرّ و بحث می کنم
می پرد رفیق روزهای سخت
گوشه ی جزیره گریه می کنم
روی شانه های آخرین درخت

فرصتی نمانده ،پرت می کنم
نامه ها پُرند زیر پای من
بطری شکسته غرق می شود
گریه می کنند نامه های من

شعر از همیشه مهربان تر است
هیچ کس به شعر ،شک نمی کند
با امید شعر زندگی نکن
شعر "می کُشد" ،کمک نمی کند...


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ | 20:42 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

باشم، نباشم، فرقی ام داره؟!
چیزی نمونده بین ما دوتّا
پایینِ کوچه خطِ پایانه
از موضعِ بالا نِگا کن تا...

می‌بینی چشمای من‌و وقتی
غرقه تو آهنگای بی‌معنی
عاشق شدم تو شهرتون، اما
تو شهرتون عاشق شدن یعنی...

هم دوستت دارم مث قبلا
هم مطمئنم دوستم داری!
حس می‌کنم چن وقته حسش نیست...
حس می‌کنم هی با خودت داری...

فکری به حال هردومون کردم
فکری به حال من، به حال تو
برگشتنم کار قشنگی نیست
هی دورِ باطل، دورِ باطل، دو...

اشکای امروزت تموم میشه
کی پیش‌بینی کرده فردا رو؟!
گیرم یکی دستات‌و می‌گیره
من خیلی وقته خیلی چیزا رو...

از دست دادم بچگی‌هام‌و
رفتم یه مردِ بدتر آوُردم
ما خوب بودیم و هوا بد شد
من خیلی وقته سر در آوُردم...

از برفی که چن ساله می‌باره
تا هق هقِ تو بعدِ این بارون
چن سالِ دیگه تو همین کوچه
چن سالِ دیگه تو همین تهرون...

باشم، نباشم، فرقی ام داره؟!


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ | 20:39 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﻌﺮﻡ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﯾﻌﻨﯽ
ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﯼ ﺳﺖ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻡ ﯾﻌﻨﯽ ...
 
ﺳﺮﻡ ﺩﺍﻍ ﺍﺳﺖ ﯾﮏ ﮐﻮﺭﻩ ﺗﺒﻢ ﺍﻧﮕﺎﺭ 
ﻓﻘﻂ ﯾﮑﺮﯾﺰ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﺳﺮﻡ ﯾﻌﻨﯽ ...
 
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﻠﻪ ﻫﺎ ﻣﺎﻧﺪﻡ 
ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﻡ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﺪ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﻡ ﯾﻌﻨﯽ ...
 
ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺻﺒﺢ ﻭ ﻇﻬﺮ ﻭ ﻋﺼﺮ ﺩﺭ ﻓﮑﺮﺕ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻢ 
ﺍﺫﺍﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﮐﺎﻓﺮﻡ ﯾﻌﻨﯽ ؟!...
 
ﺗﻦ ﺗﻮ ﻣﻮﻃﻦ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﭘﺲ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﻦ 
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ﺑﺠﺎ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﻡ ﯾﻌﻨﯽ ...
 
ﻧﺸﺴﺘﻢ ﭼﺎﯼ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺷﻌﺮ ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺎﻣﻠﻮ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ
ﺍﮔﺮ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ ... ﺧﻮﺑﻢ ... ﺑﻬﺘﺮﻡ ﯾﻌﻨﯽ !!...  


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ | 20:38 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

هوا شرجی، خیابان خیس، با کفش کتانی‌ها
چه آسان زندگی را می‌دویدیم از جوانی‌ها

چقدر آن روزها سر به هوا در کوچه می‌خواندیم
دوتایی یک غزل را بی هوا مثل روانی‌ها

و باران نم نمک موسیقـی متن غـزل می‌شد
دُ رِ می فا سُ لا سی می چکید از ناودانی‌ها

عسل می‌ریزد از کندو تو وقتی شعر می‌خوانی
شکر وصف قشنگی نیست در شیرین زبانی‌ها

تو آن شعر سپیدی که برایت حرف می‌سازند
حسودی می‌کنند از بس که با ذوقم فلانی‌ها

خبر داری همیشه از دلم هرچند خاموشم
زبانِ همدلی‌ها باش در این بی زبانی‌ها

قدم بگذار کم کم روی فرش قـرمز شعرم
تو مشهوری همیشه با همین دامن کشانی‌ها

و نصفِ... نه! جهانم هستی و من دوستت دارم
همان اندازه که «نصف جهان» را اصفهانی‌ها


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ | 20:31 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

حالتی بین گریه و خنده،
 بین خوابیدن و نخوابیدن
مثل یک مرد خسته ی جنگی
 با تمام وجود جنگیدن

حالتی منقلب بدون وضو،
 بی سلوک و سُجود و سجاده
مایعی لای مردمک هایت 
مثل بغضی که سالها مانده

حاشیه میروی نمیدانی 
که بگویی چقدر دلتنگی
مثل بازیکنی که مصدوم است، 
میدوی گاه و گاه می لنگی

بی هوا عشق میزند به سرت،
 حال خوبی شبیه آزادی...
مثل وقتی که حُکمت اعدام است، 
و بگویند دیگر آزادی!

ارتباطی عجیب میبینی
 بین چشمان او و لبخندت
از سر کوچه تا که رد بشود، 
ناگهان اُفت میکند قندت!

تحت تاثیر یک غزل هستی
 یک غزل مال فاضل نظری...
انقدر گریه پشت گریه شدی، 
که نمیماند از غزل اثری!

میروی روی بالکن تنها،
 تو و آن کِنت های منفورت
مثل یک خوب ِ قهرمان در فیلم، 
که به بدها نميرسد زورت

متوجه نمیشوی که چقدر، 
در بزنگاهِ "من شدن" هستی...
خواستی تا دوباره توبه کنی، 
بشوی آنچه واقعا هستی
 
خیره بر آلبوم قدیمیتان،
 و تلقی واژه ی تنها....
مثلا فکر کن که با چشمت، 
عکس سلفی بگیری از دنیا!

میکِشی درد با تمام وجود، 
درد این خنده های زورکیَت
میشوی حبس ِبی ملاقاتی،
 تو و آزادی یواشکیَت

و دلت تنگ میشود به صداش،
 و زبانی که بعد از این لال است
نصفه شب زنگ میزنی اما، 
یک فلسطین برایت اشغال است
 
تا که خالی شدی از این احساس،
 زندگی ات عجیب و مبهم شد
تا که تهران شنید راز تورا، 
برج میلاد تا کمر خم شد!

نه تو تقصیر داری و نه خدا، 
بحث شعر و ترانه و سخن است...
تو برو لای یک قصیده بخواب. 
مشکل از عاشقانه های من است...


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ | 20:27 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

گیسوانِ تو شبیه است به شب
اما نه !

شب که اینقدر نباید
به درازا بکشد

شب‌های جمعه تا سحر بیدار باشی
خیـره به دَر همصحبت دیوار باشی

تنهایی‌ات را در بغل محکــم بگیری
سیگار، بـا سیگار، بـا سیگار بـاشی!

 

 

یک خاطره ی تلخ و قدیمی هستم
عمریست که با بغض صمیمی هستم

تو حق منی ولی تو را دزدیدند
انگار که بهداد سلیمی هستم ...

 

 

تب کرده ام...
هذیان برایت مینویسم
مغزم پر است از فکرهای اشتباهی!
بگذار حالت را بپرسم
گرچه دیر است...

ای لعنتی شعرهایم رو به راهی؟

 

به خدا
هیچ کسی در نظرم،
غیر تو نیست
لا شَریکَ لَکَ لَبَیک
خیالت راحت...

 

 

کار من از لَعنت و از آه و از نفرین گذشت
بَعد من با هَر کسی هَستی بمان تا آخرش...

 

 

آنقَدَر عشقِ عذاب آورِ او شیرین است

مانده ام لعـنت و نــفرین بِکـــنم یا که دعا

 

 

منطق ندارد عشق! حتی ماهِ مرداد
عاشق که باشی روزهای سرد دارد

نفرین به تنهایی به دلتنگی به حسرت
لعنت به دنیایی که بی تو درد دارد

 

 

 


برچسب‌ها: زرین رود, بهترین شعر هایی که خوانده ام, تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی

تاريخ : ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ | 20:24 | نویسنده : وحیــــღـــــد |