دستانش را دور کمرم حلقه کرد من را بقل کرد و با خودش به
اتاقش برد . لباسش را در اورد بعد کلاه من را بر داشت . لبهايه
تشنه اش را بر لبهايه من گذاشت کمي که گذشت احساسه
تهي بودن در من دست داد .وقتي که عطشش فرو کشيد من را
به گوشه اي پرت کرد. انجا بود که برايه اولين بار احساسه تلخ
شکستن و خرد شدن به من دست داد.
خاطره اي از يک شيشه نوشابه                                                                                                  

اگه گفتي اون چيه که هر چي پسرا ميبرن جلوتر ، دخترا بيشتر جيغ مي زنن ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
سوسک !




اون چیه که درازه ، سیخه ، وایمسه ، هیچکار نمیکنه ، فقط وقتی هیجان زده میشه تف میکنه؟؟؟؟؟؟؟
علی دایی


يه روز دو تا ني ني کنار هم دراز کشيده بودند.که ني ني اولي از ني ني دومي پرسيد :ميدوني جنست چيه؟
ني نيه دومي گفت :نه؟
ني ني اولي گفت:صبر کن حالا من بهت ميگم!؟سپس رفت زير پتو و اومد بالا وگفت:تو دختري!
ني ني دومي تعجب کرد گفت:از کجا فهميدي؟
ني ني اولي گفت:از جوراب صورتي اي که پات کردن!(بي ادب بازم فکر بد کردي)


 

فقط تو ایرانه که وقتی راننده میخواد دنده عقب بگیره همه سرنشینای ماشینم سرشونو به عقب برمی گردونن!!!

یه دوست پسر هم نداریم با هم بریم نماز جمعه !                                

 

  



تاريخ : ۱۳۹۲/۰۵/۰۸ | 13:5 | نویسنده : وحیــــღـــــد |