با توام عشق قسم خورده ی پنهانی من
با توام بی خبر از حال و پریشانی من
.
با توام لعنتی خالی از احساس بفهم
بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم
.
لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن
پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن
.
لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن
.
باورم كن كه به چشمان تو معتاد منم
پادشاهی كه به جنگ آمد و افتاد منم
.
قافیه باختم و شعر سرودم یعنی
به هر آن كس كه تو را دید، حسودم یعنی...
.
نفسم بند تو و درد مرا می خواند
بعد تو حسرت دنیا به دلم می ماند
برچسبها: بهترین شعرهایی که خوانده ام, داستان, جوک, زرین رود
تاريخ : ۱۳۹۴/۰۶/۲۹ | 11:17 | نویسنده : وحیــــღـــــد |
.: Weblog Themes By Pichak :.

