.خدایی نکرده نری عشق من
نباشی جهانم جهنم میشه!
داره، هریه روزی که دورازتوام
یه سال از جوونی من کم میشه
یه لحظه توچشمای من خیره شو
نمیخوام چشای تو دودی بشن
به خطای اشک زیرعینکت
بفهمون... که دارن منومیکشن
بمون تابخندیم به دنیا باهم
به اینکه نتونس جدامون کنه
به اینکه تموم تلاشش رو کرد
موفق نشد بی وفامون کنه
بگیردستموتا بازم را بریم
بزارکوچه ها شاهدما بشن
بزاراین درختا تعجب کنن
بگن این دوتا خیلی با هم خوشن!
باتومن یه دنیا غمو میکشم
به اینکه می مونی پیشم دلخوشم
چه حالی میده وقتی میبوسمت
فدای چشای قشنگت بشم

برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
شبیه یه تنهایی واقعی
تو فصل بهارم گل کاشیه
************
من فکر میکردم که بعد از تو
این مرد قصد خودکشی دارد
ای کاش میدانستم از اول
این قصه پایان خوشی دارد
بعد از تو از قبل از تو بهتر شد
دنیای بی دلواپسی خوب است
هرچند دیگر بی تو تنهایم
باید بگویم بیکسی خوب است.
برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
من می خواستم برسم به آسمون
خیلی تلخ و بی دفاع افتادم
نفسم تو سربالایی ها گرفت
بد جوری از ارتفاع افتادم
قول بده به مرگ من فکر نکنی
گریه کار خوبی نیست فقط بخند
دست و پامو دیگه حس نمی کنم
تو بزرگی کن و چشمامو ببند
برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
# خروار غمت ، به قدر مشتم کافي ست
# يک خنده ي تو ، به قصدکشتم کافي ست
# بعد از تو غلط کنم ، که عاشق بشوم
# چشم تو ، براي هفت پشتم کافي ست

برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
حرف می زنم با پیرهنت هر شب
بی حرفیاشُ گوش می گیرم
اینقد بهم محرم شده حتی
با پیرهن تو دوش می گیرم
دستم هنوز عطر تو رو داره
با اینکه از من دست می شوری
هر شب ستاره ها رو میشمارم
چند سال نوری از دلم دوری
++
می ترسم از آینده ی بی تو
از همسری که جاتُ می گیره
از بچه ای که مادرش نیستی
از مادری که جاتُ می گیره
++
می ترسم از آینده ی بی تو
تا کی قراره بی خبر باشم
به دخترم چی می رسه جز غم
می ترسم اینجوری پدر باشم
فکر و خیالت قبل و بعدِ خواب
تا کی قراره تو سرم باشه
می ترسم از وقتی نباشی و
اسم تو روی دخترم باشه
برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
خستگی ماند و غباری که ز راه آوردیم
باز بر الکل و سیگار پناه آوردیم
تا که دست همه از یاری ما دور شود
دست آلوده به هرگونه گناه آوردیم
زندگی را به تمنای هم آغوشی مرگ
مثل خورشید به پابوسی چاه آوردیم
باز گشتیم و از آن تجربه تلخ سفر
بی کسی، دغدعه، دلشوره و آه آوردیم
شب امید وچراغانی خود را ناگاه
به پریشانی این روز سیاه آوردیم
تا فراموش شود بی سر و سامانی مان
ما برای سر خود نیز کلاه آوردیم

برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
من تو همین تاریکی هم آروم می گیرم
تو فکرِ روشن کردنِ تکلیفِ قلبت باش
یا دوستم داری و می مونی کنار من
یا وقتی داری می ری لطفا دیگه ساکت باش!
ابراز عشقت رو چه جوری می شه باور کرد؟
وقتی که این اشکا رو می بینی و می خندی
وقتی به هر در می زنم، شاید پشیمون شی
تو می ری و پشتِ سرت، درها رو می بندی
پاتو روی قلبم گذاشتی خیلی آهسته
اما ترک برداشت، دیوارِ غرور من
تو از کنار این شکستن، رد شدی راحت
نیستی ببینی که چیا پشت سرم می گن...
برچسبها: شعر, گلچین اشعار, جوک, طنز
.: Weblog Themes By Pichak :.

