این دخترایی که تو خونه دست به سیاه وسفید نمیزنن؛
اما تو مهمونیا میخوان خودشونو تو ظرفشویی خفه کنن!!
اینارو اذیت نکنید!
اینا دنباله (مادرشوهر)می گردن ..!
برچسبها: زرین رود, وحید بیگدلو, زرین غار, مرد احساسی
مــــتــنــفــرم... از همــ ـه مــتــنــفــرم... از دختری که باکثافت کاریاش باعث میشه همه رو به یه چشم ببینن... از پسری که حتی یه بارم به خواهر خودش نگفته گلم اما به یکی که نمیشناسدش میگه خوبی گلم؟؟؟ از پسری که همه رو هرزه میدونه اما خودشو خدا.. از پسری ک بدون دلیل ول میکنه میره اما بعدش دخترک و مقصر میکنه... از دختری که بخاطر یه پسر آشغال تن میفروشه.. از پسری که وقتی با زنشه بجای توجه به زنش به دختر جلویی میگه جووووووووووووون.. از کسایی که تا آدم یکم بشون رو میدی سوار آدم میشن... از همه متنفرم... از کسایی که جنبه ندارن.. از کسایی ک وقتی میری چت روم درد اینکه حوصلت سر رفته حوصلتو سر میبرن.. از پسری که تا یه دختر میگه سلام میگه شماره بده.. از پسری که لاش خوره.. از پسری که اگه دخترک گشاد ترین چیزم بپوشه باز وقتی از کنارش رد میشه میگ جووون... از پسری که تو خیابون میاد دست میزنه به دختر مردم.. از پسری که همه خوشیاشو کرده بعد یه دختر آفتاب مهتاب ندبده میخاد واسه زندگیش! از پسری که تا بش یکم رو میدی دیگه خودشو نمیشناسه.. از دختری که نفهمه یا خودشو میزنه نفهمی.. از دختری که باعث بد شدن همه میشه.. از دختری که تا باباش بش میگه بالا چشت ابرو میره با بقالی سر کوچه رفیق میشه.. از اینایی که دارو ندارشونو میزنن تو سر این و اون... از حرف زدن مفت.. از همه چی....... از کسی که باش حرف میزنی میگ حوصله ندارم اما وقتی دلش گرفت تو مجبوری بشینی بش گوش بدی حرفم نزنی... متنفرم از عشق و عاشقی.. متنفرم از خودم... متنفرم از رفیقای بی معرفتم.. از بغضای گلوم... از دختری که وقتی دیگ نمیتونی بغضتو نگه داری نگا میکنه تو چشات و با تمسخر نگات میکنه... از پسری ک آبجی خودشو به رفیقش میفروشه... از دل بی کسم... از حرفای دلم که هیچ کس و ندارن.. از این دلتنگی.. از این محکوم شدنا... از این سرزنشا... از این اعتقادای مزخرف.. از اینای که مخاطب خاصشونو میزنن تو سر اونا که بی کسن... از این کسایی که ادعای آدم بودن میکنن اما عوضین.. از این دنیای لعنتی...
از عالم و آدم متنفرم...گند بزنن ب این زندگی
مرد احساسی
برچسبها: زرین رود, وحید بیگدلو, زرین غار, مرد احساسی
آبجی کوچیکه گفت : زودی یه آرزو کن ، زودی یه آرزو کن !!!
آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد …
آبجی کوچیکه گفت : چپ یا راست ؟ چپ یا راست ؟
آبجی بزرگه گفت : م م م راست …
آبجی کوچیکه گفت : درسته ، درسته ، آرزوت برآورده میشه ، هورا … بعد دستشو دراز کرد و از زیر چشم چپ آبجی مژه رو برداشت !
آبجی بزرگه گفت : تو که از زیر چشم چپ ورداشتی ؟!؟!
آبجی کوچیکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت : خوب اشکال نداره … دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی برداشت و گفت : دیدی ؟ آرزوت میخواد برآورده شه ، دیدی ؟ حالا چی آرزو کردی ؟؟؟
آبجی بزرگه گفت : آرزو کردم دیگه مژه هام نریزه …
بغض عجیبی روی صورت هر سه تاشون نشست ؛ آبجی کوچیکه ، آبجی بزرگه و پرستار بخش شیمی درمانی !
برچسبها: زرین رود, وحید بیگدلو, زرین غار, مرد احساسی
آیامیدانید %99 ته تغاریها قراربوده فقط
.
.
.
....
.
.
.
.
یک لب ساده باشند!؟!!
آدمه دیگه یهو هول میشه
......................................................
هدف فقط خنده شماست عزیزان
برچسبها: زرین رود, وحید بیگدلو, زرین غار, مرد احساسی
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻃﺮﻑ ﺗﺎ ١ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺳﻢ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻴﺶ
((BMW ﻣﺸﻜﻲ )) Save ﺑﻮﺩﻩ!
برچسبها: زرین رود, وحید بیگدلو, زرین غار, مرد احساسی
پاییز ...به من قولی بده :سرد نشو ...عشق من سرماییست کنارش نیستم تا سرش غر بزنم لباس گرم بپوشد ...پاییز ...اگر سرد باشی او سرما میخورد و قلب من ترک برمیدارد . تمام سرمایت را نزد من بیاور ...من میپذیرم ...من سرما میخورم .میلرزم .تب میکنم .امااو را تب دار نکن ...به من قول بده ....
برچسبها: زرین رود, وحید بیگدلو, زرین غار, مرد احساسی
برچسبها: زرین رود, وحید بیگدلو, زرین غار, مرد احساسی
.: Weblog Themes By Pichak :.

