خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید

به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها
تپش تبزده نبض مرا می فهمید

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید

من که حتی پی پژواک خودم می گردم
آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۴/۰۴ | 13:40 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

مگه آسونه دل كندن
از اين تهران آلوده؟
نمي شه بي خيالش شد
يه عمره خونه مون بوده!

مث چالوس سرسبزي
تو آغوشت خزر داري
زمين لقّه اگه از روش
دماوندت رو برداري!

براي ما تو اين دنيا
كجا مثل وطن مي شه
سه رنگِ پرچمت يك روز
براي ما كفن مي شه!

به عشق مرزهاي تو
گلوله خوردنم خوبه
دو متر از خاك تو باشه
به عشقت مردنم خوبه!

تفاوت ها كمه وقتي
سرود مشترك داريم
دلامون با همه وقتي
سرود مشترك داريم!

من از خاكت پره مشتم!
رجز مي خونم و پُشتم...
مث كوه محكمه وقتي
سرود مشترك داريم!

اگه حتا جاي بارون
غبار از ابر مي باره
يه مشت از خاك خوزستان
به اين دنيا شرف داره!

برس به داد شهري كه
غمش بي حد و اندازه ست
برس به داد خرمشهر
كه داغش تا ابد تازه ست!

اگه زاينده رود خشكه
اگه خواجو تلف مي شه
هنوزم اصفهان با عشق
با يه دنيا طرف مي شه!

نژاد و قوم مطرح نيست
برادر باش با مردم
وطن فراتر از رنگه
تو اين مرزاي سردرگم!

تفاوت ها كمه وقتي
سرود مشترك داريم
دلامون با همه وقتي
سرود مشترك داريم!

من از خاكت پره مشتم!
رجز مي خونم و پُشتم...
مث كوه محكمه وقتي
سرود مشترك داريم!


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳ | 9:59 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

نه خورده اسم همسرت به سر درِ همايشي
نه مانده چهره اي از او به صفحه ي گزارشی

براي او كه انتخابش اقتدار ميهن است
تفاوتي نميكند وطن فروش و داعشی

فقط به فكر امنيت، فقط به فكر عزت است
بدون اعتنا به رنگ و دسته و گرايشی

چه پشت مرزهايمان چه در وطن هميشه او
به يك اشاره مي رود بدون هيچ پرسشی

تويي كه قول داده اي به او كه در نبودنش
كسي نه بشنود ز تو شكايتي نه خواهشی

چه سربلند مانده اي در آزمون انتظار
بدون اينكه كودكت ببيند از تو لرزشی

چه درد ها كشيده اي ز طعنه هاي ديگران
چه حرف ها شنيده او ، به جرم كار ارزشی

هميشه گفته اند تو شبيه كوه ، محكمي
ولي نديده هيچ كس كه دور از او چه می كشی....


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳ | 9:57 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم

بزن نی باز غوغا کن،بزن دف شور برپا کن
به هر سوزی بگریانم،به هرسازی برقصانم

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
تو آرامی من آرامم،پریشانی پریشانم

اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳ | 9:46 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم
تقصیر باران نیست... می گویند: بی تابم...!

گاهی تو را آنقدر می خواهم به تنهایی
طوری که حتی بودنم را بر نمی تابم

هر صبح، بی صبحانه از خود می زنم بیرون
هر شب کنار سفره، بُق کرده ست بشقابم

بی تو تمام پارک های شهر را تا عصر
می گردم و انگار دستی می دهد تابم

شب ها که پیشم نیستی... خوابم نمی گیرد
وقتی نمی بوسی مرا... با "قرص" می خوابم...!


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳ | 9:43 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

کاش رحمی بکند حالِ دلم ناجور است
و قلم باز به یک شعر و غزل مجبور است

کاش عاشق شود و درک کند شعرِ مرا
که از او باز بپرسم که چرا مغرور است

دست از حال من و این سَرِ من بردارید
و خدا رحم کند دست غمش پُرزور است

به خیابان زده ام سر به بیابان زده ام
من کجایم که چنین خانه یِ امنم دور است

بی سبب نیست که اینگونه به غم مشغولم
من اسیری که دراین کنج قفس محصوراست

باز دیوانه شدم باز به هم می ریزم
که چرا راهِ من خسته چنین کم نور است

چه کسی گفت که مستی نشود چاره یِ کار
چاره یِ درد همانیست که در انگور است

رویِ دیوار جنون پنجره ای نیست که نیست
مرگ یک شاعر دیوانه بدان بد جور است


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۲۳ | 9:43 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

شده هرگز دلت مال کسی باشد که دیگر نیست ؟
نگاهت سخت دنبال کسی باشد که دیگر نیست ؟

برایت اتفاق افتاده در یک کافه‌ی ابری
ته فنجان تو فال کسی باشد که دیگر نیست ؟

خوش و بش کرده‌ای با سایه‌ی دیوار وقتی که
دلت جویای احوال کسی باشد که دیگر نیست ؟

چه خواهی کرد اگر هر بار گوشی را که برداری
نصیبت بوق اشغال کسی باشد که دیگر نیست ؟

حواس آسمانت پرت روی شیشه‌های مه
سکوتت جار و جنجال کسی باشد که دیگر نیست

شب سرد زمستانی تو هم لرزیده‌ای هر چند
به دور گردنت شال کسی باشد که دیگر نیست ؟

تصور کن برای عید‌های رفته دلتنگی
به دستت کارت پستال کسی باشد که دیگر نیست

شبیه ماهی قرمز به روی آب می‌مانی
که سین‌ات هفتمین سال کسی باشد که دیگر نیست

شود هر خوشه‌اش روزی شرابی هفتصد ساله
اگر بغضت لگدمال کسی باشد که دیگر نیست

چه مشکل می‌شود عشقی که حافظ در هوای آن
الا یا ایها الحال کسی باشد که دیگر نیست

رسیدن سهم سیب آرزوهایت نخواهد شد
اگر خوشبختی‌ات کال کسی باشد که دیگر نیست


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۱۶ | 11:15 | نویسنده : وحیــــღـــــد |

به بیابان بی غمی بزنی، سر به زانوی سنگ بگذاری
روی قلبت سکون سنگینی، روی قلبت تفنگ بگذاری

بچه آهوی بی پدر مادر،بشوی، ترس در تنت بدود
پیش چشمان عاشقت اما،قاب عکس پلنگ بگذاری

در تنت گرگ گشنه‌ای باشد، نان شب بره دست و پا بکنی
بین دستت دلش تکان بخورد،بره را بی درنگ بگذاری

لقمه‌ی گرگ دیگری بشود ، دست در عمق بقچه‌ات ببری
و انار تپیده در خون را، روی سفره قشنگ بگذاری

شام را تکه تکه تکه کنی، به کلاغان بی نوا بدهی
شام را بوسه بوسه بوسه کنی،کف دستان تنگ بگذاری

زندگی هم دگر بزرگ شده، غم نان، درد عشق، تنهایی
وقت کافی برای مردن نیست،وقت کُو؟تا به جنگ بگذاری

راه خود را بگیر تا سنگِ دیگر و شام و بره‌ای دیگر
جای خود روی گونه‌ی هر سنگ، دولب سرخ رنگ بگذاری!


برچسب‌ها: زرین رود, شعر تکست عاشقانه, تصاویر قشنگ و احساسی, سرگرمی

تاريخ : ۱۳۹۶/۰۳/۱۶ | 11:14 | نویسنده : وحیــــღـــــد |