سلام : خوشه ی تاک به هم فشرده ی من - دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱
شکست آینه و شمعدان ترک برداشت - دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱
به نام عشق که زیباترین سر آغاز است - دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱
بگذار که این باغ درش گم شده باشد - دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱
از دل چقدر لاله ی تر در بیاورم - دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱
زندگی یه بازیه ما هم اسباب بازییم - شنبه ششم آبان ۱۳۹۱
از صلح مي‌گويند يا از جنگ مي‌خوانند؟! - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
به نسیمی همه راه به هم می ریزد - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
پس شاخه‌هاي ياس و مريم فرق دارند - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
من خود دلم از مهر تو لرزید ,وگرنه - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه می گیرد - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
همين كه نعش درختي به باغ مي افتد - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
اما کم و بسیار! چه یک بار چه صد بار   - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
تصورکن بهاری را که از دست تو خواهد رفت - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
سختی - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
چه جور دلت اومد بري گريه که سهم من نبود - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
يک عمر قفس بست مسير نفسم را - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱
[عنوان ندارد] - پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱
از خانه بیرون می‌زنم، اما کجا امشب؟ - پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی - پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱
قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
بهار آمده اما هوا هوای تو نیست - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
کجــاها را به دنبالت بگـــــــردم شهر خالی را...!؟   - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
روی دنیا ببند پنجره را، تا کمی در هوای من باشی - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
گیرم تمام شهر پر از سرمه ریزها - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
من « ارگ بمم » و خشت به خشتم متلاشی - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
عشق بعضي وقتها از درد دوري بهتر است - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيم - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
از باغ می برند چراغانیت کنند - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
ما را کبوترانه وفادار کرده است - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟ - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
راز این داغ نه در سجدة طولانی ماست - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
کبریایی توبه را بشکن! پشیمانی بس است - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
همين كه نعش درختي به باغ مي افتد - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
پلنگ سنگی دروازه‌ های بسته شهرم - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
اي رفته كم‌كم از دل و جان، ناگهان بيا - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
نشسته سايه‌ای از آفتاب بر رويش   - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
با زبانی سوخته در وحشت کابوس ها - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
ان قدر مرا با غم دوریت نیازار - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
تنگ غروب از سنگ بابا نان درآورد - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
ساده - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
به من  چيزي  بگو  شايد ،  هنوزم  فرصتي باشه - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
دختران شهر - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱
دو سال است که می دانم بی قراری چیست - سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱