ღ❤ღشاعرانه.ღعاشقانه. ღبی کسیღ❤ღ

دلم تنگ صدایی شده است که نمیخواهد بشنومش...

شماره

ﯾﻪ ﻣﻮﺭﺩﻡ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﻣﺤﻞ ﻣﺎ ﭘﯿﺪﺍ

ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ

.

.

.

.

.

ﭘﺴﺮﻩ ﺍﻟﮑﯽ ﭘﺸﺖ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﻣﯿﺰﻧﻪ "ﻓﺮﻭﺷﯽ"

ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺷﻤﺎﺭﺷﻮ ﺑﺮﺩﺍﺭﻥ |:

 

خیانت شده

کسی ک سرت دادمیزنه ، قبلا یکی سرش داد زده...

کسی ک فحش میده قبلا یکی بهش فحش داده....

کسی ک میزنتت قبلا یکی زدتش.

کسی ک نمیگه دوستت دارم ، نمیگه کجابودی ، باکی بودی ،یجوری رفتارمیکنه انگارواسش مهم نیستی ،، این بهش "خیانت" شده..

دیگه دلش مرده ،

 

پنجره ها رو.وا کن

ﺍﻭﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻭﺍ ﮐﻦ ﻋﺸﻘﻮ ﺑﯿﺎﺭ ﺑﻪ

ﺧﻮﻧﻪ

ﻧﺸﻮﻥ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﭘﻨﻬﻮﻧﯽ ﻣﯿﺪﻩ !! .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﻭﮔﺮﻧﻪ ﭼﺮﺍ ﭘﻨﺠﺮﻩ .. ؟؟؟ﺧﺐ ﻣﺜﻪ ﺁﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺩ

ﺗﻮ !!!!...😜

 

 

 

#طنز

خسته ام

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنود یک نفر از نامزدش دل برده

 

مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی

که به پرونده ی جرم پسرش برخورده

 

خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ

بین دعوای پدر مادر خود گم شده است

 

خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق

که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است

 

خسته مثل پدری که پسر معتادش

غرق در درد خماری شده فریاد زده

 

مثل یک پیرزنی که شده سرباز عروس

پسرش پیش زنش بر سر او داد زده

 

خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم

دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

 

مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند

زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

 

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه

که کسی غیر پرستار سراغش نرود

 

خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که

عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

 

خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید

غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است

 

شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید

در پی معجزه ای راهی مشهد شده است

یکی میاد زیر پستام همش انتقاد میکنه

 

تحدیدمم میکنه

 

فحشمم میده

 

فک کنم ارث باباشو طلبکاره

 

مفتکی دارم پست میذارم طلبکارم هستین

 

تا اطلاع ثانوی آپ نمیکنم

 

بای

من مغرورم

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﺲ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ

ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﻤﯿﺒﺮﺩ ,ﻣﺚ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﭽﻪ ها ﭘﺸﺘﺶ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ

ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻣﺤﻀﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﻣﯿﺘﺮﮐﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ...

 

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﺭﻓﺘﻨﺎﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ , ﭼﯿﺰﺍﯼ

ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺸﻮﻥ

ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺷﺒﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺷﮏ

ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﺧﻮﺭﺩﻡ... 

ﻫﻨﻮﺯﻡ ﻫﻤﻮﻧﻢ!! 

ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﺍی ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ...

هیچوقت....

من دختر م

شِیـطاטּ نیـستَم

فِرشـته هـَم نیـستم

 

خُدا هَم نیستم

 

فـَقط دُختَـرم!

 

ازنـوعِ سـاده اش...

 

حـَـوا گونہ فـِکـر میـکُنم

 

فَقـط بـہ خاطـِرِ یـک ســیب

 

تـا کـُجا بایَـد تـاواטּ داد...؟

 

♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥

 

 

کاش شعور یک عده برسه

 

نر بودن یک جنسیت است 

 

ومرد بودن یک هویت؛

 

زیادند دخترانی که نر نیستند 

 

ولی خیلی مرد هستن ...!

 

♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥

 

زنــــــــهآ نمــک زنـבگی انــב ....

 

 

اگـــر نباشنـב مــــرבها می گنـבنــב

 

 

بــه ســلامتی هـر چی نمـــکه

 

♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥♥ ♥ ♥ ♥ ♥

 

בختــری نباش که به یه مــرב نیـــاز בاره

בختــری باش که مــرב به اوטּ نیــاز בاره

ایـטּ בو با هم خیلی متفاوتــــنـב ....

زمان سرزمین من

حـــــــــــوا" نام تمام زنــــــــــــــــانِ سرزمین من است

زنانی که هر صبــــــــــــــــــــح

به امیــــــــــــــــــد ذره ای عشـــــــــــــــــــــق بیدار میشوند

و شب

با نا امیــــــــــــــــــــــ دی

امیدِ نا امید مانده را به خـــــــــــــــــاک میسپارند

 و فــــــــــــــرو میدهند

بغض های بی صدای شبــــــــــــــــــــانه شان را

 در بستـــــــــــــــــرِ خیسِ اشک های هر شبه

از هرزگـــــــــــــــی های

ذهنِ بیمــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــار مردی که

"آدم" نام گرفتـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــه...

تکیه گاه

یک مرداگرچهارستون پوسیده باشه......... گاهی میشه تکیه گاه زندگیت،گاهی سایه سرت......... گاهی انگیره زندگیت،ممکنه بشه همه وجودت............. اصلا مگه میشه بدون مرد زندگی کرد؟؟؟!!! مگه میشه پدرنداشت؟؟؟!!!قیدبرادروزد؟؟؟!!! مگه میشه بدون عشق زندگی کرد؟؟؟ فقط کافیه یک مردواقعاااا مرد باشه................... اونوقت میشه همه دنیااااااات.................................

سرد شدنم

☜مهـــربونیمــــو☞

با

↜ ضــعفــم ↝

 اشـتبـــــاه نگیـــر

 ♘ ســـرد ♘ بشم

حتــی اگه خودتــــو آتیــــش بزنـــــی 

 ♞گـــــرم ♞ نمیشم

مخ من

عاقا اگه کسی نمیخواد مخ من و بزنه من دیگه الکی هزینه اینتزنت ندم

 

بچه پایین شهر

✌ بچـــــــــــــــه پاييــــــــــــــنم ولي بالايــــــــــــــــي رو دارم ✌

دوست خدا

دوست خدا بودن سخت نیست پیرمردی هر روز تو محله میدید پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد روزی رفت یک کتانی نو خرید و داد به پسرک گفت بیا این کفشا رو بپوش پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت شما خدایید؟ پیرمرد لبش را گزید و گفت نه، پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم...

تنهایی در جمع

ﺁﺩﻡ ﮐﻪ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ،

ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ،

ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺁﺳﯿﺒﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺰﻧﺪ .

ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮ

ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﻏﺮﻕ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﺗﻠﻨﮕﺮﯼ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺧﯿﺰﺩ .

ﻭ ﺍﯾﻦ ﺁﻏﺎﺯ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ .....

مطالب قدیمی‌تر

درباره سايت

از همـﮧ تـوبــﮧ میکنـم
بلکـﮧ تـــــــو باورم کنی ...

پيوندها

امکانات سايت

.............................................. .......................................... ........................................ ......................................... لطفا بنر ما رو توی وبتون بذارین

عاشقانه

.............................................. .........................................