ღ❤ღشاعرانه.ღعاشقانه. ღبی کسیღ❤ღ

امروز دیدمش

قابل انکار

یورش اقوام تازی قابل انکار نیست
اینکه می گویند "نازی"قابل انکار نیست
چشم در چشمان تو آرام اما از درون
ناگهان خود را ببازی قابل انکار نیست
روزوشب در پیله باشی سر به دامان خودت
بادل تنگت بسازی قابل انکار نیست
قاتل احساس خود باشی بدون دم زدن
جرم تو در پیش قاضی قابل انکار نیست
عشق شیرین است اما تلخی اش را می چشی !
اینچنین بنده نوازی قابل انکار نیست
دیگرانی را که تو با چشم های مست خود
میکنی از خویش راضی قابل انکار نیست
دوستت دارم ولی چون ریل را آهن وَ مرگ ...
می کنی کار موازی قابل انکار نیست
واقعیت رفتن تو بود اما اینطرف...
درد دنیای مجازی قابل انکار نیست
گیج و منگت میرسم تا خط چشم روشنت...
بی تو این دیوانه بازی قابل انکار نیست

کـــجا حاجــــی ؟؟؟؟؟

کـــجا حاجــــی ؟؟؟؟؟
دمادم حجّ، دمادم در پی معبود می گردی !!! ‎
.
.
.
خدا در کوچه های شهر ما شاید تو را جوید...!!
و یا شاید بهشتی را که عمری در پی اش هستی...
درون کفش های پاره ی یک کــــــودکـــی باشــد ... !!!
.
بیا حاجی؛ بیا...
حَجَّت قبولِ حضرتِ ایزد !! ‎
ولی من کعبه را در سفره ی بی نانِ آن پیرِ زنی دیدم
که از درد دو پایش شب ندارد خواب!!!! ‎ میفهمی ؟؟؟!!! ‎
.
کجا حاجی ؟ کجا ؟
تو از شهرِ عربهای شکم پرور چه می خواهی؟؟؟ ‎
.
بیا حاجی، بیا من مکه را یک کوچه پایین تر نشانت می دهم !!!
زنی را که برای آبرو داری، تنش بی آبرو گردد...!!! ‎
و مــردی را که از شرمِ نداری، شب نمی خوابد !!! ‎
.
طوافی من نشانت می دهم اینجا...
مِنایی، مَشعری، غار حِرایی من نشانت می دهم اینجا...
که در صدها تمتع هم نمی بینی ‎
بهشتت بیخِ گوشَت هست و غافل در پیِ معبود می گردی !!!
کجا میگردی ای حاجی؟؟؟ کجا حاجی؟؟؟

دو ممه چیست؟

دو ممه چیست؟.
.
.
.
.
..
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.بابا پاسخ روباهه
.به روباهه گفتن: شاهدت کیه ،
گفته :دو ممه 
سن و سالتون بحرانیه :| 
شما چرا زن نمیگیرین wink emoticon 
بعضیام زن دارن اما دلشون تسبیح میخواد

تاریخ انقضا

خواب دیدم که گریه می کردم
خانه ام زیر سیل پنهان بود
خواب دیدم که خانه ات آباد
خواب دیدم که فصل بوران بود

دست در دست باد می رفتی
رد پات روی برف می خوابید
دختری شبیه تو در من
بغض را پشت بغض می زایید

خیس کردم تمام خوابم را
ترس من روی تخت می ریزد
با تمام قوا برم گردان
اشک یک مرد سخت می ریزد

جسم من دور خانه می چرخد
جسم من درد را به خود دیده
روی تختی که تو نخوابیدی
روح من روب دوشامبر پوشیده

طول و عرض اتاق « تنهایی »
هضم کن اشتهای صبوری را
در خودم دست و پا زدن کافیست
قطع کن دست و پای دوری را

داغ بستی به زخم چرکینم
روزهایم عفونتی شده است
روز ها را شمرده ام ، جا نیست
در اتاقی که خط خطی شده است

یک نفر بین ما دوتا مانده
با تو حتی تعاملش خوب است
زیر پا می کشی که می افتم
تا تو باشی تعادلش خوب است

خواب دیدم که ریسه می رفتی
خنده ات را میان بازوهاش
تار تارِ گلوی من لرزید
عشق من دست رفته در موهاش

غرقِ کمبود های احساسی
زندگی در جنون نیازم شد
کفر یعنی تمام یومیه ها
اسم تو مُهر جانمازم شد

پنجره در اسارت دیوار
پرده پوشانده هر نمایی را
چشم را به دور می دوزم
تا ببینم که تو کجایی را

در خیابان کسی شبیهت نیست
شهر شهرِ رو به ویرانیست
برخلاف هواشناسی ها
باز هم هوا که بارانیست

یک نفر بین ما دوتا مانده
دستهایت به او پِرِس شده است
چشم را به هیچ می دوزم
چشم هایی که ملتمس شده است

پشت کردی به من که رو بودم
حق من هرچه غیر این درد است
یک نفر قاب از تو دزدیده
یک نفر که عجیب نامرد است

خواب دیدم که خودکشی کردم
وسطِ انفجار یک رویا
بُرد حتی به من نمی چسبید
توی تعبیرِ ابن سیرین ها

ماهِ من پشت ابر پنهان است
ماهِ من ! سمت برکه ات برگرد
خواب دیدم سفید پوشیدی
خواب دیدم که در هوایی سرد ؛

چارچوبِ مرا تکان داده ست
رقصِ تو روی سنگْ مَرمَر ها
در عروسیِ مُختلط با تو
چشم بستم به روی دختر ها

ماهیِ در گریز ! ، مغلوبم
سهمِ قُلاب من نخواهی شد
زندگی در تنِ تو می لولد
حیف مُرداب من نخواهی شد

قفل کردی تمام در ها را
حبس در جعبه های تو خالی
از اتاقی به قهقرا رفتن
غرق در سالهای خشکسالی

شانه ام زیرِ درد می ریزد
شب به دیوارِ خانه تابش داشت
سرد بودی و سوز می آمد
کوه بعد برف ریزش داشت

روز مَرْگی ام مداوم شد
بس که روزگار من گند است
مثل شمع قاتلِ خودم هستم
زندگی تا به فوتِ تو بند است

من به دنیا آمدم در این برزخ
گرچه دنیا به من نمی آمد
از تهِ چهره ات نمایان بود
به تو عاشق شدن نمی آمد

در کنار کسی قدم هایت
در کنار خودم نمی مانم
خواب دیدم سفید پوشیدم
لایِ سدر و کفن بپیچانم

بین این درد های اجباری
از تو حتی رها شدن سخت است
آسمان هم سیاه می بارد
بس که صاحب عزا شدن سخت است

شیشه ای که از عطرِ تو خالیست
مانده آیینه ی دِقَم باشد
کاش در حد و قدِ ویرانیم
عشق من سیر عاشقم باشد

مانده ام زیرِ دِین آغوشم
بغض هایم به ناکجا رفته
مردی ام در اضافه ها مانده
مردِ تاریخِ انقضا رفته

در کنارِ کسی قدم هایت
کوچه ها را کرایه می کردی
روی تختم به فکرِ تشریحم
بدنم را لایه لایه می کردی

یک نفر قاب از تو دزدیده
یک نفر با نقاب می رقصد
دست در پیچِ تُندِ موهایت
لایِ این پیچ و تاب می رقصد

من که طفلِ درون تو بودم
عشقِ نه ماهه ی مرا کُشتی
من که مردِ جنون تو بودم
عشقِ نه ماهه ی مرا کُشتی

قصد کردی کنار یک نطفه
سقط را در تنت بخوابانی
در رگ و ریشه های من دختر !
عشق کردی که سَم بپاشانی ؟

خواب دیدم که مرگ نزدیک است
وقت وقتِ مرثیه سازیست
با تمام دلم که در خاکم
قبرِ من مستطیلِ دلبازیست

با تمامَت بشین تماشا کن
حال هایِ رو به موتم را
خواب دیدم که گریه می کردم
روز و ماهِ زمانِ فوتم را

دادگاه

ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ : ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ، ﮐﺠﺎﯾﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﻣﻨﻢ ﺣﻮﺻﻠﺸﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ : ﺍﻟﮑﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﻢ
ﮔﻔﺖ ﻋﮑﺴﺘﻮ ﺑﻔﺮﺱ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﮔﻪ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﯽ
ﮔﻔﺘﻢ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﻤﻨﻮﻋﻪ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﺩﺍﺩﻡ
ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ: ﺁﺭﻩ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﯽ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺒﻮﺩ
ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺸﻢ
.
.
.
.
.
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺧﺘﺮﺧﻮﺑﯿﻪ، ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻫﻢ ﻣﻦ ﺭﺍﺣﺘﻢ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﺵ

باید تو هم محکوم در خود سوختن باشی

باید تو هم محکوم در خود سوختن باشی

یا مثل چایی که می افتد از دهن باشی

زخمی که من برداشتم فهمیدنش سخت است

سخت است حتی لحظه ای هم جای من باشی

توی دلم هر روز و هر شب رخت می شویند

باید برای درک این دلشوره زن باشی

در من دو روح بی قرار انگار در جنگ اند

سخت است با تنهایی ات در یک بدن باشی

در قاب آیینه خودت را گم کنی هر روز

در جالباسی هات دنبال کفن باشی

راهی برای صلح با دنیا نمی ماند

با مرگ وقتی غرق جنگی تن به تن باشی

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب‌ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را... نمی‌دانم

در من انگار می‌شود تکرار

آه سردی کشید، حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن

مرد گریه نمی‌کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی‌تفاوت ما

ناله‌هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه‌ای مشکی است
 
****

با خودم فکر می‌کنم حالا

کوچه ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

هر که را دور کنی دور و برت می آید !

هر که را دور کنی دور و برت می آید !

از محبت چه بلاها به سرت می آید


بنشینی دم در کوچه قرق خواهد شد

بروی جمعیتی پشت سرت می آید


تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند...

تا کمی دور شوی هی خبرت می آید !


دل به مجنون شدن خویش در آیینه نبند

صبر کن ، عاشق دیوانه ترت می آید !!


من آشفته به پای تو می افتم اما...

موی آشفته فقط تا کمرت می آید !!!!


خون من ریخت نیفتاد ولی گردن تو

گردن من به مصاف تبرت می آید


روز محشر هم اگر سوی جهنم بروی

یک نفر ضجه زنان پشت سرت می آید...

 

من

دارم میبازمت ای داد بیداد

عید خر است

عید خر است

از دل خونه مـیزنم بــیرون

از دل خونه مـیزنم بــیرون
تو سرم بوف کور می خـنده
"من یه مرده م ، بشور ! دفـنم کن ! "
می گم و مرده شور می خـنده

" نـسخه هامو نــپیچ ! ، پــیچیده
نـسخمو زندگیِ آدم خور !
من یه عـمره به مرگ می خـندم ! "
می گم و بـغض می کـنه دکـتر

من رسـیدم به آخر دنـیا 
من رسـیدم به ته به جایی که_
باید از زندگی پـیاده بــشم 
تو سرم را به را ترافـیکه . . . 

عید

عید خر است

 

ای خدا

65857624590335248777.png

عشق

باهات بخوابہ میشہ فــــــــرشتہ.........

اگہ نخوابہ میشہ فـــــــاحـــــشہ,,,,,

مرسے از مردونگیت.

عشق تو ڪمرت ليترے چند مشتے؟؟؟؟هه

مطالب قدیمی‌تر

آخرين عناوين

قابل انکار
دو ممه چیست؟
تاریخ انقضا
دادگاه
من
آرشيو مطالب

درباره سايت

از همـﮧ تـوبــﮧ میکنـم
بلکـﮧ تـــــــو باورم کنی ...

امکانات سايت

.............................................. .......................................... ........................................ ......................................... لطفا بنر ما رو توی وبتون بذارین

عاشقانه

.............................................. .........................................